الشيخ علي المشكيني
72
تفسير روان (فارسى)
دانستيم و آگاه شديم گواهى نداديم ، و ما حافظ غيب و نهان نبوديم . مراد از شهادتِ به علم ، اخبار از اين است كه در مذهب ما كيفر دزد بردگى است . و مراد از عدم حفظ غيب هم اين است كه ما نمىدانستيم او دزدى كرده است . و گويى اينان در برابر سؤال پدر قرار گرفتند كه اخبار شما از قانون مجازات سبب گرفتارى و بردگى بنيامين شده ، و حاصل جواب آن كه : سؤال در ابتداى امر بود و ما علم خود را بيان كرديم و در آن حال حافظ و عالم به اين نبوديم كه او سارق درمىآيد . وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيهَا وَالْعِيرَ الَّتِي أَقْبَلْنَا فِيهَا وَإِنَّا لَصَادِقُونَ « 82 » قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَميلٌ عَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِم جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ « 83 » وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا أَسَفَى عَلَى يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَينَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيم « 84 » قَالُوا تَاللَّهِ تَفْتَأُ تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ « 85 » قَالَ إِنَّمَا أَشْكُوا بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ « 86 » لغت و اعراب : سوّل له الأمر : كار را در نظر او آراسته كرد و آسان نمود . أسف : اندوه توام با خشم . ما فتى و ما يفتأ يفعل كذا : پيوسته آن را انجام داده يا مىدهد . و گاهى « ما » كه حرف نفى است حذف مىشود و مراد نفى است . حَرَضَ زيدٌ - از باب ضَرَب و نَصَر - : مريض و بيمار شد به گونهاى كه نه زنده است و نه مرده . بثّ : پراكنده كردن ، و اندوهى كه صاحبش آن را از فزونى پراكنده مىكند .